Home / Articles / Poetry / داغم از رسوایی این کاروان

داغم از رسوایی این کاروان

داغم از رسوایی این کاروان

در امیر او ندیدم نور جان

تن پرست و جاه مست و کم نگه

اندرونش بی‏نصیب از لا اله

در حرم زاد و کلیسا را مرید

پرده ناموس ما را بردرید

دامن او را گرفتن ابلهی است

سینه او از دل روشن تهی است

اندر این ره، تکیه برخود کن که مرد

صید آهو با سگ کوری نکرد

آه از آن قومی که چشم از خویش‏بست

دل به غیر اللّه داد، از خود گسست

تا خودی در سینه ملت بمرد

کوه کاهی کرد و باد او را ببرد

گرچه دارد لا اله اندر نهاد

از بطون او مسلمانی نزاد

آنکه بخشد بی‏یقینان را یقین

آنکه لرزد از سجود او زمین

آنکه زیر تیغ گوید لا اله

آنکه از خونش بروید لا اله

آن سرور، آن سوز مشتاقی نماند

در حرم صاحبدلی باقی نماند

ای مسلمان، اندرین دیر کهن

تا کجا باشی به بند اهرمن

گرچه دانا حال دل با کس نگفت

از تو درد خویش نتوانم نهفت

تا غلامم در غلامی زاده‏ام

ز آستان کعبه دور افتاده‏ام

چون بنام مصطفی خوانم درود

از خجالت آب می‏گردد وجود

عشق می‏گوید که‏ای محکوم غیر

سینه تو از بتان مانند دیر

تا نداری از محمد رنگ و بو

از درود خود میالا نام او

About Mohammad

Dr. Mohammad Khazab completed his Ph.D. in Computer Systems Engineering at the University of South Australia, where he researched on Artificial Intelligence and creating dynamic applications. He has worked as Senior Software Engineer, Web Developer, and Research Associate on various projects. He has ambitions to solve real-world problems, and to use his knowledge and skills to develop professional and industrial software applications. He's also founder of some Start-ups including Web2day Design.

این را هم ببینید

American student’s favorite language is Persian out of the 23 languages he learnt

A 17 years old American student knows 23 languages, and his favorite is Persian (Farsi) ...

Leave a Reply